مراحل تدوین برنامه بازاریابی
تدوین برنامه بازاریابی(قسمت دوم)
2018-08-04
مراحل تدوین برنامه بازاریابی
تدوین برنامه بازاریابی(قسمت سوم/پایانی)
2018-08-11
حل-مساله-در-سازمان-نوید-سیفی

فرآیند حل مساله در سازمان

مقدمه

همواره، مدیران و کارکنان سازمان‌ها با انبوهی از چالش‌ها روبرو می‌شوند. از سویی دیگر، راه‌حل‌های ديروزی برای پاسخ به مشکلات امروزی، ديگر کارآمد نیستند و ارائه راه‌حل‌های ناکارآمد که منجر به تکرار مشکلات سازمان مي‌شود، هزينه‌های فراواني را برای سازمان در‌‌بر خواهد داشت. تغییرات نیز شتاب بیشتری بخود گرفته، تعداد رقبا بطور چشمگیری افزوده شده و کسب وکارها از حوزه محلي و محدود، به مناطق کشوری و جهاني تبديل و شرايط اقتصادی بطور فزاينده‌ای ناپايدار مي‌شود. بنابراین، میزان توانايي مديران و کارمندان در ارايه راهکارهای مؤثر در حل مسائل سازماني، دارای اهمیت ويژه‌ای است. چنانچه يافتن و اجرای راه‌حل در قالب يک فرآيند انجام نشود، علت اساسي ايجاد مشکل شناسايي نشده و مسايل سخت‌تری را بوجود خواهد آورد.

تفاوت مشکل و مسأله در سازمان:

مشکل، مسأله‌ای است که تمام عوامل و متغیرهای مؤثر در آن برای ما مشخص نیست. بنابراین، وقتي اطلاعات و دانسته‌های ما از عوامل ايجاد کننده‌ مؤثر در يک مسأله کافي نباشد، با مشکل روبه رو هستیم. مشکل، درواقع شکاف يا انحراف بین وضعیت موجود و حالت مطلوب است.

موانع ايجاد شده در راه رسیدن به هدف يا عامل کاهش توان سازمان در رسیدن به اهداف سازماني را مسأله مي‌گويند. مشکلات به‌یکباره حل نمي‌شوند، بلکه ابتدا به مسأله‌های ایجاد کننده مشکل، تبديل مي‌شوند و بعد یکایک مسأله‌ها قابل حل خواهند شد.

موانع حل مسأله در سازمان:

  • چشم‌پوشی از مسأله

گاهي کارمندان و مديران با وضعیت وخیمي مواجه می‌شوند و چون در اين زمینه نمي‌توانند راه‌حلي ارايه دهند ، اجازه مي‌دهند تا افراد ديگری آن را متوجه شده و در مورد آن تصمیم بگیرند.

  • تغییرات آرام سازمانی

در سازمان‌هايي که روند تغییرات در آن‌ها کند است، پیامدهای ناشي از مشکلات اولیه به دلیل کوچک و نامحسوس بودن ، ديده نمي‌شوند.

  • نگرانی از عدم حل مسأله

وقتي کارمندان و مديران احساس مي کنند که حل مساله پیش آمده سخت است و زمان نیز آنان را در تنگنا قرار داده است، ممکن است با بحران روحي شديدی مواجه‌شوند. آنان معمولاً بدنبال روش‌های ساده‌ی کم‌اثر و چاره‌های کوتاه مدت هستند. به همین علت شرايط وخیم‌تر شدن مسأله را فراهم مي‌سازند.

  • اختلاف نظر تصمیم‌گیرندگان

هرچه مباني ارزشي تصمیم گیرندگان با هم، اختلاف و تضاد بیشتری داشته باشد، اخذ تصمیم به درگیري‌های احساسي طولاني در زمینه مسائل ارزشي، خواهد انجامید.

  • عدم توانایی در ارزیابی پیامدهای تصمیم حل مسأله

مي‌توان پیش بیني کرد که مديران زمان بیشتری برای انتخاب راه‌حل نیاز خواهند داشت و نیز مديريت رفتار افراد دخیل در اجرای راه حل، دشوارتر مي‌شود.

  • اکتفا به راه‌حل‌های رضایت‌بخش

گاهي کارمندان يا مديران اولین راه‌حلي را که به ذهن‌شان مي‌آيد، رضايت‌بخش دانسته و از تلاش برای يافتن ساير راه‌حل‌های ممکن، باز مي‌مانند.

فرایند حل مسأله:

  1. تشکیل تیم حل مسأله

شکل‌گیری گروه حل مسأله

  • تشخیص تخصص‌های مورد نیاز برای حل مسأله
  • گردآوری افراد متخصص برای اجرای برنامه حل مسأله
  • تعیین مسئولیت‌ها، اختیارات، زمانبندی فعالیت‌ها و …
  1. شناسایی مسأله

مساله از نبود راه حل برای رفع نیاز ایجاد می‌شود. مسأله را از درون مشکل بیرون بیاوریم و آن‌را درست تعریف کنیم.

نیازهای اصلی در کسب و کار:

  • نیاز رقابتی
  • نیاز سازماندهی
  • نیاز مالی
  • نیاز عملیاتی
  1. جستجوی راه‌حل

گام‌های جستجوی راه حل را مشخص کنیم.

  • تعریف دقیق صورت مسأله
  • تجزیه مسأله به اجزای تشکیل دهنده آن(عوامل اصلی مسأله)
  • تعیین اهداف حل مسأله(آیا پاسخ به صورت مسأله ما را به اهداف تعیین شده، می‌رساند ؟)
  • راه‌حل باید به سوالات زیر پاسخ دهد:

1- چرا؟ 2- چه هنگام؟ 3- در چه مکان؟ 4- توسط چه کسی؟ 5- چگونه؟

  1. تدوین فرضیه‌های اولیه برای راه‌حل

پیش از شروع حل‌مسأله، فرضیه‌های ابتدایی را لیست کنیم.

  • فرضیه، یک نقشه راه(راه‌حل ابتدایی) برای هر یک از عوامل اصلی مسأله، جهت رسیدن به جواب است.
  • مزایای فرضیه اولیه:

1- صرفه جویی در زمان(بسیاری از راه‌هایی که به بن بست خواهد رسید، خود به خود حذف می شود)

2- اثربخش‌تر کردن تصمیم گیری(فرضیه‌های اولیه مانند تصمیم‌سازی است و حق انتخاب و قدرت تصمیم گیری را بالا می‌برد)

  1. تحلیل، آزمون و اثبات فرضیه

واقعیت‌ها را برای شروع حل مسأله، درنظر بگیریم.

  • طراحی تحلیل(تبیین تحلیل‌هایی که باید برای اثبات فرضیه و برای هر یک از اجزای مسأله انجام داد).
  • آزمون برای اینکه بدانیم انجام فرضیه در سازمان، چه پیامد‌های احتمالی را خواهد داشت.
  1. یافتن راه حل
  • انتخاب مناسب‌ترین فرضیه(یک یا چند راه‌حل)‌.
  • توافق با سازمان در مورد راه‌حل(سازمان بپذیرد که این راه‌حل برای رفع مسأله بوجود آمده، راه‌گشا و عملی است).
  • خروجی این مرحله، یک برنامه عملیاتی است.
  1. اجرا و مدیریت برنامه حل مسأله

راه‌حل را به برنامه عملیاتی حل مسأله، پیوند بزنیم.

  • ممکن است مرحله اجرا به دلیل عدم تخصیص منابع کافی در سازمان مشتری ، به انجام نرسد.
  • اجرا، نیاز به تخصیص منابع کافی در سازمان، واکنش بموقع سازمان به موانع اجرا و تمرکز بر تکمیل فعالیت‌های لازم برای اجرای راه‌حل دارد.
  • آموزش، تفویض اختیار، نظارت و همراهی از اقداماتی است که مدیر گروه حل مسأله باید انجام دهد.
  1. ایجاد فرایند تکرار حل‌مسأله

باید از حل ریشه‌ای مسأله، مطمئن شویم.

  • مدیر گروه حل مسأله باید از حل ریشه‌ای مسأله مطمئن شود.
  • تدوین روش کاری که پس از این، چنین مسائلی پیش نیاید.
  • فرایند حل مسأله باید در سازمان نهادینه و در مواجهه با سایر مسائل، تکرار شود.

بازدیدها: 103

نوید سیفی
نوید سیفی
نوید سیفی(مشاور مدیریت کسب و کار – بازاریابی و فروش)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

درخواست مشاوره

This site is protected by wp-copyrightpro.com